اصلاح سیستم آموزشی طب سنتی :: قدیمی ترین و نوین ترین نوع درمان

اصلاح سیستم آموزشی طب سنتی :: قدیمی ترین و نوین ترین نوع درمان

طب سنتی و مکمل

ارسال دیدگاه
۶۹۱ بازدید

نویسنده :

دکتر غلامرضا امین عضو هیت علمی و مسئول هرباریوم دانشکده داروسازی تهران، هم اینکه عضو شورای بررسی و تدوین داروهای گیاهی در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بورد تخصصی فارماکوگنوزی در وزارت بهداشت، شورای علمی پژوهشکده گیاهان دارویی، انجمن تحقیقات گیاهان دارویی آلمان، انجمن فارماکوگنوزی ایران و … هستش.

از دکتر امین تا کنون بیشتر از ۵۰ مقاله در نشریات معتبر داخلی و خارچی به چاپ رسیده، هم اینکه بیشتر از ۴۰ مقاله در کنگره های بین المللی و داخلی ارائه شده.

از تالیفات ایشون میشه از کتاب مصور عادی ترین گیاهان دارویی سنتی ایران نام برد. هم اینکه دکتر امین در تالیف جلد اول کتاب CRC Hand Book of Herb & Spice که در انگلستان به چاپ رسیده و جلد دوم این کتاب که در دست چاپه مشارکت داشتن. همکاری در تالیف کتاب گیاهان سمی ایران و تالیف چندین بخش از کتاب دو جلدی فارماکوپه گیاهان دارویی ایران از دیگر فعالیتاشونه.

مدتیه که گرایش کلی دنیا به مصرف گیاهان دارویی و به کار گیری طب کل نگر و سنتیه، دلیل این راه و روش رو در چه میدونید؟

هرچه به جلو میریم علم پیشرفت کرده و به معلومات بشر اضافه می شه. این انتظار همیشه بوده و هست که ما هر روز با مطلب جدیدی روبرو شیم. در طب نوین هم هر روز کشف جدیدی اتفاق میفته، نگاه ها وسعت پیدا می کنه و دیدگاه های قبلی اصلاح می شه. امروزه در دنیایی که به جزء به مسایل نگاه می کرده، کل نگری مورد توجه قرار میگیره و این طبیعیه. به نظر من نمی تونیم اینجور تفکیکی قایل شیم که اون طب قدیم بوده و این طب جدیده. اینا وابسته به هم هستن و طب امروز دنباله و تدوام همون طب قدیمه. اطلاعات طب جدید، دقیقا براساس همون روشای بهداشتی درمانیه که از گذشته بوده، اون موقع هم سلامتی مردم مطرح بوده و الان هم همین طور. منتهی اون موقع با امکانات خودش و امروز هم با امکانات پیشرفته امروزی.

به داروها هم که نگاه می کنیم همون وضعیته. روند ای که اتفاق افتاده، نشون دهنده این برگشت و راه و روش به علم قدیمه. در خیلی از مسایل، راه و روش به گذشته هست. مثلا در صنعت ساختمون سازی، الان به این نتیجه رسیدن که ساختمانا رو به سبک و راه و روش قدیم طوری که ساختمون رو بی نیاز از کولر کنه (به همون سبک ساختمانای یزدی)، بسازن. عین این مطلب در طب هم اتفاق افتاده. با پیشرفت علم، اثرات جانبی داروهای شیمیایی مشخص می شن. حتی قدیمیا هم می دونستن که وقتی دارو رو خالص سازی کردی و به مریض دادی، حتما بیمارت دچار مشکل می شه. در طب قدیم هم داروها درجه بندی داشت مثلا داروی درجه ۴ رو اصلا واسه مریض تجویز نمی کردن، واسه این که کشنده بوده. اگه هم بنا به دلایلی مجبور می شدن، اینجور دارویی رو تجویز کنن، بدلش رو هم می دادن. اطلاعات بالینی، محققان و محققان رو مجبور به بازنگری در نتیجه های کار کرده تا اشکال کار رو پیدا کنن.

امروزه بحث مدلینگ در داروسازی مطرحه و همه کارا به وسیله کامپیوتر انجام می شه. اینطوری که مدل فضایی دارو رو درست می کنن و تموم استخلافای ممکن رو مورد بررسی قرار میدن و بعد اطلاعات فارماکولوژی رو استفاده می کنن، تموم اینا فضاسازیه و هیچ اتفاقی در آزمایشگاه نمی افته. و از این روش به این نتیجه می رسن که مثلا از تموم توان یه مولکول استفاده نشده؛ یا اگه استفاده شده، مولکول مناسبی نبوده، یا استخلافای درستی ساخته نشده و … اینا در مورد گیاهان دارویی و داروهای گیاهی هم مطرحه و به این نتیجه رسیدن که از تموم توان یه گیاه، یه ماده معدنی یا حیوونی استفاده کافی نکرده ان و همین امر باعث شده که حتی در مورد مواد غذایی، با اطلاعات تازه ای روبرو شیم. در واقع ظهور روشای نوین علمی و شناسایی ترکیبات، این توان رو واسه ما ایجاد کرده که می تونیم اظهارنظر کنیم. پس نمی تونیم بین روشای نوین پزشکی و روشای قدیمی دیوار بکشیم. در واقع کاری که باید بکنیم اینه که با دوباره نگری تواناییای اصلی اونو شناسایی کنیم و به کار ببندیم.

امروزه تفکر کل نگر مورد توجه همه دنیاست. روشای درمانی جدید جزء نگر هستن. اما پزشکی قدیم کل نگره. اگه کسی معده اش درد می گرفت، فقط معده مریض رو مورد معاینه و توجه قرار نمی دادن بلکه می گفتن باید بررسی کرد که چه عوامل موثر دیگری در زندگی مریض، باعث درد معده اون شده. اولین سوالای پزشکان سنتی ما درباره چگونگی زندگی مریض بوده، این که اهل کجاس؟ کارش چیه؟ این جا چه می کنه؟ و … و بعد در روند درمان به این نکات توجه می کردن. در حالی که در طب جدید، دکتر فرصتی واسه این کار نداره. چون جزء نگر شده، تخصصی شده و دیگه فرصتی واسه «کلی» نگاه کردن نداره.

حالا دوباره هدفی در سراسر جهان به کل نگری شده و کشورهایی که علم پزشکی در اونا بنیادی بوده و محققان صاحب نظر در این مورد داشتن، مورد توجه قرار گرفتن و مطرح شدن. هم داشته های اونا، هم دونسته های اونا و هم امکانات و تجهیزاتی که در اختیار داشتن مورد بررسی و تحقیق و بازنگری قرار گرفتن، منتهی با یه دیدگاه جدیدتر و با به کار گیری علم جدید. این جریان به جاهای خوبی هم می رسه و پیشرفت می کنه. خیلی از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در سراسر دنیا تحقیق، تحقیقات و تحقیقات در مورد تاریخ طب و کلا داشته هاشون در هر زمینه ای رو در بالاترین جایگاه برنامه های تحقیقاتی شون قرار دادن.

به جزء کشورای شرقی که همیشه کم و بیش به طب سنتی خودشون توجه داشتن، می تونین از کشورهایی که الان این کار رو می کنن، نام ببرین.

من اطلاع دارم که کشور کانادا تا حالا در روند درمان، از ترکیبات قدیمی ، فقط به عنوان مکمل استفاده می کرده و نه دارو. فروشگاه هایی هم دارن که پر از Food Supliment است و تحت این نام در وزارت سلامتشون در بخش غذایی دسته بندی می شه. ولی اطلاع دقیق دارم که اینا تحقیق و بررسی کردن که این دسته از مکملا فقط مکمل غذایی نیستن و خیلی وقتا درمان بیماریا با اونا ممکن است. پس در سیاست گذاری و پذیرش خیلی از این مکملا تجدید نظر شده و به اینا به عنوان دارو نگاه می کنن. این حرکت جدیدیه در کشوری مثل کانادا که درصد سلامتی خیلی بالاست می بینیم که اونا به تفکرات قبل از خودشون اهمیت میدن و این در واقع برگشت اطلاعات از مردمه. دولت واسه این برگشت اطلاعات، فکر و برنامه ریزی داره و سیاست گذاریا به شکلی صورت میگیره که برگشت اطلاعات در سیستم قانونی بهداشت و درمان باشه. نه این که در سیستم غیررسمی به هزار پیرایه و خرافات آلوده، و بخاطر این همیشه عقب مونده و غیرعلمی تلقی شه.

تازگیا دوره کارشناسی ارشد طب سنتی تصویب شده نظرتون در این باره چیه؟

بله این موضوع تصویب شده و دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، ایران و تماشاگر اعلام آمادگی کردن تا دانشجو بگیرن. ولی اگه خیلی خوش بین باشیم شاید نتیجه اونو ۶-۵ سال دیگه ببینم. اینا باید فارغ التحصیل شن، کار کنن، تجربه پیدا کنن. پس با امید به اینکه تا ۱۰ سال آینده سیستمی واسه این موضوع پیدا کنیم. ولی این روش و این تعداد پاسخگوی نیاز جامعه هست؟ واسه اینکه سرعت رو کمی بالا ببریم باید روشای دیگری رو به کار ببریم واسه دانشجویانی که در سیستم پزشکی درس می خونن و پزشکانی که در سیستم بهداشت و درمان کشور فعالند. باید واسه آشنایی بیشتر دانشجویان رشته های پزشکی، واحدهایی رو اختصاص داد. قبلی بر این درس گیاهان دارویی به عنوان یه کرسی مشخص واسه دانشکده داروسازی، پزشکی، دندونپزشکی و بهداشت ارائه می شد و رییس این کرسی هم استاد دکتر گل گلاب (روحشون خوشحال) بودن. بعد کم کم این درس فقط واسه دانشجویان داروسازی ارائه شد و واسه بقیه رشته ها حذف شد. در حالی که لازمه این درس و یا چند واحد طب سنتی طبق مورد و نیاز، واسه همه رشته های علوم پزشکی گذاشته شه.

واسه پزشکانی که الان در سیستم بهداشت و درمان کار می کنن، هم باید دوره های شش ماهه آموزش طب سنتی بذارن. و این دوره ها باید در سراسر کشور برگزار شه و فقط تو تهران متمرکز نشه تا حتی پزشکی که در دورترین شهرهای این کشور در حال فعالیته از این دوره های بی بهره نمونه. اطلاع رسانی به پزشکان در این مورد خیلی لازمه، چون که دکتر در سیستم درمان کشور فعاله و اگه اطلاعات لازم رو داشته باشه؛ بنا به ضرورت و نیاز از هر کدوم از دو روشای درمانی طب آلوپاتیک و طب سنتی یا به صورت مخلوطی از هر دو استفاده می کنه.

خیلی از پزشکان باوری نسبت به طب سنتی و مکمل ندارن واسه تغییر نگاه اونا چیکار باید کرد.

نمی تونیم بگم که اعتقادی ندارن. خیلی از پزشکانی که می گن به طب سنتی یا گیاهان دارویی باور نداریم؛ در منزلشون عرق نعناع، دارچین، زیره و … دارن. اصلا مگه می شه کسی غذایی رو بدون مواد خوب و طبیعی درست کنه. اینا جزو مواد غذایی ما و بلکه دنیا هستن. ببینین سیستم اطلاع رسانی چیجوری عمل کرده که این دکتر، اینجور برخورد می کنه. آموزش عالی بیاد سیستم آموزشی دیگری طراحی کنه و نتیجه اش رو هم ببینه. تموم این افراد در سیستم پزشکی نوین درس می خونن، وقتی پزشکی اطلاعاتی درمورد گیاهان دارویی و مواد طبیعی نداره، چیجوری درمان بیمارش رو بر اون پایه بکنه. سیستم آموزشی به اون آموزش نداده. من و خیلیای دیگه باور داریم که گیاهان دارویی خوبند. با این باور که مسئله حل نمی شه. باید سیستم آموزشی ای طراحی شه که جوابگو باشه. الان مریض وقتی به یه مرکز درمانی مراجعه می کنه، مشخصه که چه روندی براش طی می شه. پزشکی هست که مریض رو معاینه می کنه و نسخه می نویسه. داروخونه ای هست که اون نسخه رو می خواند. اما در طب سنتی سیستمی موجود نیس. مثلا وقتی پزشکی جوشونده اعصاب تجویز می کنه کدوم داروخونه مطمئنی هست که این نسخه رو بپیچد. بله ممکنه من به عنوان کسی که آشنا به گیاهان دارویی هستم، فورا ۱۰ گیاه دارویی به نظرم برسه که همه اونا واسه اعصاب خوب هستن. ولی این، همون نسخه مورد نظر پزشکه. وقتی پزشکی در نسخه اش استامینوفن تجویز می کنه، دکتر داروسازی که در داروخونه س می دونه به مریض چه بده. چون کارخانه ای بوده که اونو درست کرده، دوزاژش مشخصه، بسته بندی هم داره. پس اول باید سیستمی موثر واسه سرویس دهی درمانی طب سنتی درست شه، بعد انتظار سرویس دهی داشته باشیم.

پس به طور همزمان باید داروسازی سنتی هم راه اندازی شه تا دچار مشکل نشیم.

بله این فکر هم شده. برنامه های رشته داروسازی سنتی هم در حال تصویبه و در حد یکی از رشته های دانشکده داروسازی در ۱۰ دانشکده داروسازی ایران قراره، دوره ها برگزار شه. و واسه PhD دانشجو بگیره. شک نداشته باشین باید سیستم داروسازی سنتی تشکیل شه که بتونه پاسخگوی پزشکی سنتی باشه.

آقای دکتر امین هر چند الان سیستمی واسه ارائه گیاهان دارویی اون طور که شما فرمودید موجود نیس ولی خیلی از مردم واسه گرفتن گیاهان دارویی به عطاریا مراجعه می کنن. از نظر شما عطاریا مورد تایید نیستن.

نمی شه عطاریا رو تایید یا منکر شد. این فولکلور مردم ایران و سراسر دنیاست. دانشیه که سینه به سینه منتقل شده و همین طور هم ادامه داره. اشکالی که داره نبود وجود سیستم نظارتی و کنترلی بر اون هستش. شما مطمئن نیستین فردی که پشت یه عطاری نشسته، آدم مطلعی هست یا نه. معمولا این افراد نه دوره ای می بینن نه مدرکی دارن. یه دکتر، داروساز، مهندس یا … در آخر در جایی درس خونده و مدرکی داره که نشون میده این فرد دارای علم و اطلاعات کافی در پزشکی، داروسازی، مهندسی یا … است. ولی وقتی از یه عطار می پرسین اطلاعاتت رو از کجا آورده ای؛ معمولا از کسائی نام می برن که اصلا در قید زندگی نیستن. ضمن این که باز این سوال مطرحه که خود اون فرد دانشش رو از کی آموخته و اون علم تا چه حد درست بوده. اینطوری هیچ سیستمی نیس که بتونین اینا رو ارزشیابی کنین. مگه این که وزارت بهداشت و درمان بیاد سیاست گذاریایی در این مورد بکنه و اینا رو سطح بندی کنه. و بدیش اینه چون در این مورد سوء کاربرده های فراوون هست، موجب ناامنی زیادی در این بخش شده هم اینکه باعث شده اون دسته از آدمایی که به موضوع علمی نگاه می کنن، خیلی اعتقادی به اونا نداشته باشن.

و البته کسائی که میخوان سیاست گذاری کنن باید به طور کامل به مسایل اونا تسلط داشته باشن. عطاری حرفه بسیار ریشه داریه و از نسلی به نسل دیگه می رسه. پس وزارتخانه باید از عطارهای صاحب نظر و باخبر واسه شناخت، سیاست گذاری و ارائه روش استفاده کنه.

البته عطاریا فقط در ایران نیستن. شما وقتی از ایران بیرون می رید؛ بیشترین و بزرگترین چیزی که در مورد این موضوع می بینین، مربوط به چینی هاست. در قلب اروپا و آمریکا، در بهترین خیابونای انگلیس، مغازهایی رو می بینین که گیاهان دارویی میفروشن که فروشنده هاش هم چینی هستن. ولی بالای سرشون یه تابلوی قرمز رنگ زده ان با این مضمون که مسئولان این فروشگاه به هیچ وجه پاسخگوی سوالات درمانی شما نیستن. حتی اگه توجه نکنین و سوال کنین، خیلی خیلی با احترام به تابلو اشاره می کنن و می گن نمیتونیم. ولی بدیش اینه در ایران، عطاریا خیلی راحت در کار درمان دخالت می کنن. باید کاری کنیم که اطلاعات این افراد رو پیشرفت بدیم. حدود و ثغور کارشون مشخص باشه. در بین عطارها، افراد علاقمندی هستن که از دوره های آموزشی استقبال می کنن. علاقمندان این حرفه رو باید جمع کرد. از طرفی همونجوریکه میدونید اینا آدمایی هستن که خیلی راحت اطلاعات رو در اختیار بقیه قرار نمی دن. چون فرهنگی دارن که براساس اون فکر می کنن، اطلاعات باید به دست اهلش سپرده شه و در پاسداری از اطلاعات که سینه به سینه به اونا منتقل شده بسیار جدی هستن. پس وزارت بهداشت باید سیستمی طراحی کنه که بتونه اعتماد و اطمینان اونا رو جلب کنه و فکری هم واسه حفاظت و مراقبت از این اطلاعت بکنه.

به هرحال کشورهایی که دارای طب سنتی هستن اینجور تجربیاتی رو دارن و تونسته ان علم فولکوریک مردم رو جمع آوری کنن و به شکل آکادمیک و قابل ارائه در دانشگاه ها در بیارن، وزارت بهداشت می تونه از تجربیات اونا استفاده کنه.

بله. اینا آدمایی رو که دارای علم این کار بودن جمع آوری کرده، تیمای تحقیقاتی تشکیل دادن. جمع آوری اطلاعات گذشتگان کار ساده ای نیس. اول اطلاعات رو بدون هیچ گونه دخالتی جمع آوری کردن.کسائی که این کار رو می کنن باید به طور کامل به طب سنتی و فولکور آشنا باشن و سلیقه و باورهای خودشون رو دخالت ندن.

بعد اومدن و اطلاعات رو بررسی کردن، تحقیق و بررسی کردن، آزمایش کردن. از طرفی سیاست گذاریای مناسب رو هم اعمال کردن. و البته این کارا رو هم یه شبه انجام ندادند. چند سال کار کردن.

کتابا و متون طب سنتی کشورمون گنجینه ای غنی از علم گذشتگان است که هنوزم قابل بهره برداریه، بعضی از پزشکان سنتی، بعضی از عطارها و … وارث بخشی از علم طب سنتی کشورمون هستن، به نظر شما چیجوری می تونیم از این میراث بهره بهتری ببریم.

الان در جامعه ما افراد جداجدا کار می کنن همیشه در گوشه و کنار مراکز جدیدی در این رابطه باز می شه. کسائی که در مورد طب سنتی اطلاعات واقعی دارن، انگشت شمارند و به کار گیری و به کار گیری این افراد مهمه. بعضی وقتا ما شاهدیم آدمایی در این وادی قدم می ذارن که بدیش اینه بدون اطلاعات اولیه و مقدماتی در این رابطه هستن. ولی چون گرایش به طب سنتی و گیاهان دارویی زیاد شده، این شخص هم می خواد حضور داشته باشه و این غلطه.. ما باید تیمای قوی از کلیه افراد دارای شرایط تشکیل بدیم، نه این که صدها هسته درست کنیم اما ضعیف.

سیاست گذاری هم باید با اطلاع و درست صورت بگیره. سرمایه گذاری اش هم باید انجام شه. بودجه کافی باید در نظر گرفته شه بدون این که به برگشت سرمایه توجه شه. فعلا باید واسه این کار، پول خرج کنیم، سرمایه گذاری کنیم تا زیربنای محکمی داشته باشیم. طب سنتی میراث قرن هاست، نمی تونیم ظرف چند سال به نتیجه برسونیم یا در موردش خیلی راحت اعلام نظر کنیم. عجله در این کار خیلی خطرناکه. امروز بدیش اینه به آدمایی برمی خوریم که با کم اطلاعات در مورد گیاهان دارویی، مدعی طب سنتی هستن. این غلطه. آلمان بعد از ۱۵۰ سال کار در مورد گیاهان دارویی به این جایگاهی که داره رسیده. سیستم پزشکی مدرن هم یه شبه به این جا نرسیده از قرن ۱۸ تا کنون، بعد از گذشت چند قرن دارای سیستمی به این عظمت شده و هنوزم می ببینین کار، تحقیق و مطالعه یه ریز ادامه داره. در مورد طب سنتی و داروهای گیاهی هم همین طوره واسه این که زیربنای محکمی داشته باشیم فقط باید کار، تحقیق و تحقیق رو اولویت بذاریم.

مجله دکتر

.

منبع :

Categories:سلامتی
Published on :Posted on

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *